تبليغاتX
ذوالفنون - توقيفيت اسماء خداوند

ذوالفنون

توقيفيت اسماء خداوند

 

قاضي عضدالدين ايجي در مواقف گويد: ناميدن خداي تعالي به اسماء، توقيفي است . يعني اطلاق اسماء بر حق تعالي متوقف بر اذن شرعي مي باشد، علت آن احتياط است تا از آنچه موهم باطل است احتراز شود، زيرا مخاطره در آن سنگين است.

عارف شيخ اكبر در فتوحات مكيه- چنانكه علامه شعراني در يواقيت نقل كرده- گفته است:

بدان كه به اجماع روا نيست كه از امثال « الله يستهزئُ بهم»(بقره/16) « مكروا و مكر الله »(آل عمران/55) و از « و هو خادعُهُم»(نساء/143) و از « نسوالله فنسيهُم»(توبه/67) اسمي اشتقاق شود، اگرچه خداي تعالي افعال مزبور را در قرآن به خود نسبت داده باشد، بنابراين اين آيات را فقط به سبيل حكايت تلاوت مي كنيم، تا اينكه ادب با خداي تعالي را مراعات كرده باشيم، و از او حيا مي كنيم زيرا خداي تعالي به ميزان عقول ما تنزل كرده و ما را به الفاظ شايسته به ما و نه به خودش مورد خطاب قرار داد، آنگاه اين شعر را انشاء كرد:

انّ الملوك و ان جلت مناصبها               لها مع السوقه الاسرار و السمر

(شاهان گرچه مناصبي والا دارند ليكن ايشان را با عموم مردم رازها و گفتگوهاي شبانه است)

پس روشن شد كه تنزل حق تعالي براي بندگان از جمله عظمت و جلال وي مي باشد، همين باعث عظمت يافتن در دل عارف مي باشد، خداي تعالي فرمود: « و لله الاسماء الحسني»(اعراف/181) يعني: « به اسماء حسني كه در كتاب و سنت وارد شده وي را بخوانيد»، و هيچ اسمي در آنجا نيست مگر اينكه حسني مي باشد، زيرا ممكن نيست كه آنها مقابل داشته باشند.

گويم: به خاطر همين و نيز نزديك به همين مضمون، ما بر آن مذهبيم كه مراد از صفات سلبيه خداي تعالي اسمايي است كه تسميه و خواندن خداي تعالي به آنها روا نيست، نه اينكه مراد از آن خصوص تجسم و تركيب و اشتراك و غير آن باشد، زيرا اين صفات از صفات خلقند و حق تعالي از آنها منزّه مي باشد.

( عيون مسائل نفس و شرح آن/ حضرت علامه/ ج2/ص66و67)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:46  توسط HACKER  |